تبليغاتX
``*.¸.*´`*.¸.*´عشقولانه``*.¸.*´`*.¸.*´

دوست دارم

سلام پریای قلب من

هنوزم دوست دارم

هنوزم تنها ستاره قلب من تویی

هنوزم دوست دارم مثل تو نگاه کنم

هنوزم دوست دارم مثل تو لبخند بزنم

اونقدر دوست دارم که حاظرم جونمم برات بدم.

دوست دارم تو خوشبخت باشی

همیشه برات دعا کردم و هنوزم برات دعا میکنم که خوشبخت باشی

امیدوارم یه روز باورت بشه که من به خاطر خودت از تو جدا شدم

خدایا خودت می دونی که من چقدر دوسش دارم

مواظب عشق من باش

دوست دارم.

زنده هستم فقط به خاطر اینکه آرزو های تو رو برآورده کنم


 

نوشته شده توسط سورنا در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 ساعت 23:55 موضوع | لينک ثابت


#5

میگن تو سرد ترين ايام سال سراغ کسائي رو

 بگيرين که گرمترين دلارو تو سينهاشون دارن و

 ازشون بخاين يه جاي کوچيک تو دلشون واستون

 باز کنن

تقدیم به بی ریا ترین گل زندگیم


 

نوشته شده توسط سورنا در یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 1:3 موضوع | لينک ثابت


#3

زندگی دفتری از خاطره هاست

 

یک نفر در دل شب یک نفر در دل خاک

 

یک نفر همدم خوشبختی هاست

 

یک نفر همسفر سختی هاست

 

چشم تا باز کنیم عمرمان می گزرد

 

ما همه همسفریم


 

نوشته شده توسط سورنا در یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 1:2 موضوع | لينک ثابت


#4

بگذار که در حسرت ديدار بميرم
در حسرت ديدار تو بگذار بميرم

دشوار بود مردن و روي تو نديدن
بگذار بدلخواه تو دشوار بميرم

بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ
در وحشت و اندوه شب تار بميرم

بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب
دربستر اشک افتم و ناچار بميرم

ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست
تا از غم عشق تو دگر بار بميرم

تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم
بگذار بدانگونه وفادار بميرم


 

نوشته شده توسط سورنا در یکشنبه سی ام دی 1386 ساعت 1:2 موضوع | لينک ثابت


#2

 

گریهایم بی صداست

عشق من بی انتهاست

روی پای اشکهایم را بگیر تا بدانیم خانه عاشق کجاست

 


 

نوشته شده توسط سورنا در جمعه بیست و هشتم دی 1386 ساعت 19:36 موضوع | لينک ثابت


#1


 

نوشته شده توسط سورنا در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 ساعت 21:29 موضوع | لينک ثابت


pic#1

I Love Youدوستت دارم


 

نوشته شده توسط سورنا در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 18:26 موضوع | لينک ثابت


خداحافظ

روي سنگ قبر من بنويسيد

 خسته بود اهل زمين نبود

 نمازش شکسته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد

 شيشه بود تنها از اين نظر که

سراپا شکسته بود

 بر سنگ قبر من بنويسيد

 که پاک بود چشمان او

که دائما از اشک شسته بود

 بر سنگ قبر من بنويسيد

 اين درخت عمري براي هر تير وتيشه دسته بود

 بر سنگ قبر من بنويسيد

 عمري پشت دري که باز نمي شد نشسته بود

رو سنگ قبرم بنویس

اینجا مجال گریه نیست ...

 هرکی می خواست گریه کنه

 بهش بگو اون دیگه نیست


 

نوشته شده توسط سورنا در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 0:40 موضوع | لينک ثابت


باز هم دوستت دارم

مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم
به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم
چه سود از مهرورزیدن چه حاصل از وفاکردن
مرالایق بدانی یا ندانی دوستت دارم





من غریبه دیروز, آشنای امروز و فراموش شوده فردایم پس در آشنایی امروز مینگرم تا در فراموشی فردا یادم کنی نمیدانم این زبان قاصر منه که نمی توند کلمات را بر باب میل غم دلم بنویسد یا اصلا واژی پیدا نمی شه نمیدانم: قلبم يخ كرده ... مغزم قفل كرده .... چيزي كه دلم بخواد و در موردش بنويسم گم شده از عشق بگم .... از انتظار... از درد جدايي .... از نارفيقي ... از بي وفايي .... نمي دونم .... نمي دونم ... هيچ كدوم از اينا ارومم نمي كنه .. ديگه هيچ كدوم از اينا برام معني نداره .... اصلا چه فايده داشت اين نوشتنها و گفتن ها .. اينهمه از عشق و دوستي ، نوشتم چي شد به كجا رسيدم ..... اوني كه بايد مي فهميد، نفهميد ..... اوني كه بايد رسم وفا ياد مي گرفت نگرفت .... ديگه به هيچي اعتماد ندارم ..... تمام كتابهاي شعرمو زير و رو كردم ..... هيچ كدومش نمي تونن حال دلمو بفهمن آری همون دلی که تورا بیش از قطره شبنمی که بر روی گلبرگ گل احساس لطافت دارد دوست داشت اما افسوس که امروز هر قطره اشک باقطره دیگری آمیخته و غزل جدایی را به این دل شکسته هدیه میکند, آری از حقیقت تا دروغ فاصله خیلی کم ,نه " نه دلم واست تنگ نشوده" شوده تنها دروغ من چرا دلتنگ تو باشم /چرا عکس تورو ببوسم /چرا تو خلوت شبهام چشم به راه تو بدوزم توی که نموندی پیشم توی که از جدا شودن نوشتی روی تن زخمیه هر دردم با اینکه با اشکام نوشتم نازنینم یا تو یا مرگ.
به تو گفتم باورم کن در میان این همه فاصله ها تو با خنده ای نوشتی هم نفس خدا نگهدار پس بنویس مهلت ماندن فقط یک نفس بود سهم من از همه دنیا یک قفس بود. آری سهم من از تو و با تو بودن فقط یک داغ جدایی بر تنی که مثل دستات سرد و سرد , و یک غروری که به قیمت هیچی فروخته شود.عزیز منتظر نباش كه شبي بشنوي از اين دلبستگي هاي ساده ، دل بريده ام ! كه عزيز باراني ام را در جاده اي جا گذاشتم يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم توقعي از تو ندارم اگر دوست نداري درهمان دامنه ها و دور از دريا بمان هر جور تو راحتي ... باران زده من, همين یاد چشمان قشنگت که تو دفتر زندگیم به یادگاری مانده براي روشن كردن اتاق تنهاييم كافيست من كه اين جا كاري نمي كنم فقط گهگاهان واژه دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم



 

نوشته شده توسط سورنا در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 ساعت 10:2 موضوع | لينک ثابت


نمی شه!!!

گل اگر خار نداشت

دل اگر بي غم بود

اگر از بهر پرستو قفسي تنگ نبود

زندگي ، عشق ، اسارت ، قهر ، آشتي همه بي معنا بود

 

کريستال -حشيش- ترياک- هروئين- شيشه- سيگار . . . . . .

همه ي اينا رو ميشه ترک کرد

ولي

تو رو نميشه ترک کرد


 

نوشته شده توسط سورنا در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 15:12 موضوع | لينک ثابت